تبليغاتX
با رهبرم - تأملي متفاوت در بيانات رهبري
تأملي متفاوت در بيانات رهبري جمعه 13 شهریور1388 1:10 بعد از ظهر

تأملي متفاوت، در بيانات اخير رهبر معظم انقلاب (دام ظله)

 


آيا نظر مبارك ايشان در هفته‌هاي اخير عوض شده است؟ يعني آنچه در بيانات گذشته «با اطمينان» بيان كردند بخاطر شواهد جديدي تبديل به شك شده است؟ يا مسائل و مصالح ديگري در مسئله وجود دارد؟


پيش از شروع مطلب جديد بد نيست نگاهي به نظرات نوشته قبلي بيندازيد. مي‌بينيد كه نقد محترمانه عملكرد رهبري آنقدردر اين كشورغريب و ناشناخته و كم‌سابقه است كه يك گروه «نقد كننده» را متهم به تعصب ناآگاهانه بر روي رهبري، و گروه ديگر او را متهم به نفاق و ضديت با رهبري‌ مي‌كنند. البته در اين ميان كم نبودند دوستاني كه آنرا آنطور كه بود حس كردند و از آن استقبال نمودند. بگذريم.

 درشرح علت راه‌اندازي اين وبلاگ ودر نامه به رهبر معظم انقلاب (حفظه الله)به بيانات اخير معظم‌له در ديدار با دانشجويان اشاره‌اي شد، ازجمله به اين كلام معظم‌له: « من، پیش قراولان حوادث اخیر را به دست نشاندگی بیگانگان از جمله امریکا و انگلیس متهم نمی کنم چرا که این موضوع برای من ثابت نشده است ».
در اين وجيزه به پاره‌اي از موضوعات در اين زمينه مي‌پردازيم. همانطور كه در آنجا گفته شد ، معناي اين سخن دقيقا روشن نيست(و به عبارت ديگر صراحتي در يك معني ندارد). و در اين زمينه دو احتمال داده شد. اكنون لازم است يادآوري شود كه -در عين عدم وجود صراحت- آنچه در نگاه اول از اين كلام فهميده‌ مي‌شود اين است كه «دست‌نشانده بيگانگان بودن» پيش‌قراولان حوادث اخير-كه مصداق بارزشان آقاي موسوي و كروبي هستند- براي معظم‌له ثابت نشده است. باوجود اينكه براي ايشان احتمال «دست‌نشانده بودن» اين افراد منتفي نيست و الا جا داشت بفرمايند: «اينها دست نشانده‌ بيگانگان نيستند».
اكنون با اين فرض شبهاتي براي مخاطبان پيش مي‌آيد. اولين مسئله همان چيزي است كه در آنجا مختصرا عرض شد. تاكيد رسانه‌هاي دولتي بر قطعيت ارتباط اين افراد با بيگانگان چه معنايي دارد؟ اين برادران - كه خود را ولايي‌ترين افراد مي‌دانند، و بعضي از آنها ارتباط رسمي با دفتر رهبري دارند، مثلا نماينده ولي فقيه در فلان موسسه و روزنامه هستند- چرا اسناد موثق!شان را تاكنون به دست رهبر كشور نرسانده‌اند تا معظم‌له نيز مانند آنها به اين مطلب مهم پي ببرند؟
اصلا مگر در همين دادگاههاي اخير- كه لااقل از تلويزيون به سمع و نظر رهبري رسيده است- اين ادعا مطرح نشده است؟ اگر با وجود اين همه اعترافات افراد برعليه اين دو نفر(داخل پرانتز بايد عرض كنم نگارنده حقير در اين نوشته، درباره صحت يا عدم صحت اعترافات متهمين دادگاه درباره شخص خودشان هيچ اظهارنظري اثباتا يا نفيا ندارم) داشتم مي‌گفتم...اگر با وجود اين همه اعترافي كه متهمين راجع به ارتباط اين دو كانديدا با ببگانگان كرده‌اند، اين اعترافات براي رهبري آنقدر اعتبار نداشته كه ايشان را در مسئله «دست نشانده بودن موسوي براي بيگانه » به يقين برساند، چرا بايد رسانه رسمي كشور اين اعترافات را -پيش ازآنكه مرجع قانوني (قاضي) صحت يا عدم صحت آنها را رسما اعلام كند- به ديد ميليونها نفر برساند؟ آيا اين مسئله تفاوتي - در اين جهت- با ادعاهاي ثابت نشده آقاي احمدي نژاد در مناظرات دارد؟ اگر رسانه‌اي كردن ادعاهاي احمدي‌نژاد -از آنجا كه در مراجع قانوني ثابت نشده است- مورد انتقاد رهبري واقع مي‌شود، رسانه‌اي كردن اين ادعاها - كه حتي براي شخص خبير و هوشمندي مثل رهبري ثابت نشده- چه حكمي دارد؟ آيا مورد رضايت رهبري است؟ يا اينكه معظم‌له راضي نيستند اما عدم رضايت خود را بخاطر مصالحي علني نكرده‌اند؟ همانطور كه عدم رضايت خود از بعضي سخنان آقاي احمدي نژاد را تا يك هفته پس از انتخابات علني نفرمودند.
اما با توجه به حجم عظيم تبليغاتي رسانه‌هاي دولت – كه كليدي‌ترين شعارشان پيمودن خط رهبري است- مبني بر قطعيت ارتباط اين دو با بيگانگان، آيا براي ناظران داخلي وخارجي قابل هضم خواهد بود كه رهبر كشور رسما اعلام كنند هنوز به نتيجه نرسيده اند؟ و درعين حال نسبت به اقدامات اين رسانه‌ها -كه گويا خودرا هوشمندتر از رهبر مي‌دانند- كوچكترين نهي و ارشادي به ثبت نرسانند؟
اما بزرگترين شبهه‌اي كه براي افراد كم‌فهمي مثل حقير پيش آمده،اين است كه بيانات اخيرمعظم‌له چه نسبتي با بيانات گذشته‌شان در هفته بعدازانتخابات دارد؟ توضيح اينكه معظم‌له در ديدار با نمايندگان نامزدها تصريح فرمودند: «اين كارهاى زشتى كه انجام ميگيرد، بعضاً جناياتى كه واقع ميشود، مربوط به هيچكدام از اين اطراف قضيه نيست؛ اين مربوط به مردم نيست، مربوط به نامزدها نيست؛ مربوط به خرابكارهاست، مربوط به اخلالگرهاست. نبادا كسى توهم كند و تصور بكند كه اين مربوط به اين است كه اينها طرفدار فلان نامزدند؛ نه!».
اما سخن ايشان حتي فراتر از اين بود. معظم‌له در بياني -بسيار قابل توجه- فرمودند: «اگر نتائج انتخابات غير از اين هم ميشد، بنده به طور اطمينان ميتوانم عرض بكنم كه باز اينجور حوادثى ديده ميشد، باز اين حوادث پيش مى‏آمد، براى اينكه اصلاً آرامش در كشور نباشد»
اكنون توجه كنيد:
۱)
 بنابر تاكيد سران كشور، برنامه اغتشاش از ماهها بلكه سال قبل توسط بيگانگان-وايادي داخلي‌آنها- برنامه‌ريزي شده است.
۲) اين اغتشاشات مربوط به نامزدها و طرفداران آنها نيست
۳) به تصريح رهبري، حتي اگر موسوي در انتخابات پيروز مي‌شد، آنها باز هم اغتشاش مي‌كردند.
آيا لازمه قطعي اين بيانات معظم‌له عدم ارتباط موسوي و كروبي با بيگانگان و اغتشاشگران نيست؟ شايان ذكر است كه معظم‌له حدود 20 روز بعد از آن هم فرمودند: «آن كسانى كه نامزدشان رأى نياورده، طبيعى است افسرده باشند، اوقاتشان تلخ باشد؛ اما اين معنايش اغتشاش نيست؛ اينها اغتشاشگر نيستند».
اكنون سوال اين است كه آيا نظر مبارك ايشان در هفته‌هاي اخير عوض شده است؟ يعني آنچه در بيانات گذشته «با اطمينان» بيان كردند بخاطر شواهد جديدي تبديل به شك شده است؟ يا مسائل و مصالح ديگري در مسئله وجود دارد؟ به هر حال شك ندارم كه معظم‌له  هيچ مطلبي را بي‌دليل اظهار نمي‌كنند و يقين دارم كه معظم‌له براي خوشامد اين و آن كوچكترين موضعي نگرفته‌اند ونمي‌گيرند و نخواهند گرفت. اما درهرصورت اين شبهه حل نشده باقي خواهد ماند تا روزي كه معظم‌له در اين زمينه بطور قطعي اظهارنظر بفرمايند. ما هم دراين زمينه از موضعگيري عجولانه خودداري مي‌كنيم و منتظر موضعگيري قطعي ايشان مي‌شويم. والبته شكي نيست كه در دين و قانون ما اصل برائت متهم است مگر‌آنكه دليل محكمي در كار باشد.

¤¤نكته‌اي كه در پايان بايد اشاره شود اين است كه با قطع نظر از بحث « اغتشاشگر بودن يا نبودن آقاي موسوي و ارتباط يا عدم ارتباط او با بيگانه» آيا رويكردهاي او بعد از انتخابات رويكردي منطقي بود؟ براي ما قابل درك است كه آقاي موسوي دغدغه عدم بي‌طرفي مجريان انتخابات را داشته باشد. نسبت به اينكه اموال دولتي در تبليغات نامزد مقابل مصرف شده است معترض باشد. اينكه بعضي از اعضاي شوراي نگهبان اظهار حمايت از يك كانديدا كرده‌اند براي او نگران‌كننده باشد. و اينكه نامزد مقابل در تبليغاتش براي كوبيدن او پاي افرادي غير از نامزدها را به ميان كشيده است  و...
اما آنچه آقاي موسوي مي‌توانست به سبب اين نگرانيها انجام دهد، اين بود كه پيش از انتخابات از نامزدي انصراف دهد و بگويد از آنجا كه به اعتقاد ما در امر انتخابات به عدالت رفتار نمي‌شود و قانون فعلي انتخابات تضمين‌كننده‌ي عدالت و حقوق نامزدها نيست، ما در انتخابات شركت نمي‌كنيم. اما وقتي او در انتخابات شركت مي‌كند معنايش اين است كه – با وجود آنكه به نظر من مسئولين انتخابات به عدالت رفتار نمي‌كنند- با حضور همين مجريان و همين ناظران قانوني به انتخابات و نتيجه آن تن مي‌دهم.
با اين اوصاف آيا درست است كه بعد از انتخابات با مشاهده نتايج اعلام‌شده ايشان تصميم به تجمع و راه‌پيمايي و اعتراض خياباني بگيرند؟ انصافا مشكل است باور اينكه «نخست‌وزير دوران امام» و «نامزد صالح رياست جمهوري» با بيگانگان و اغتشاشگران همكاري كرده باشد. اما آيا رفتار او-ولو ناخواسته- بهانه به‌ دست آنها نداد تا از آب گل‌آلود ماهي بگيرند؟

نوشته شده توسط حميد  | لینک ثابت |