كلام خداحافظي وبلاگ بارهبرم
خداحافظي وبلاگ بارهبرم
با سلام و احترام به همه دوستاني كه در طول مدت حيات اين وبلاگ با ما همراهي كردند.
دوست نداشتم اين پديده رخ دهد اما چارهاي نيست.وبلاگ ما فعلا بايد تار عنكبوت بگيرد.
اين وبلاگ را با اميد مي نوشتم. اميد به ادامه راهي كه نظام مقدس ما تا چندماه پيش از اين در حال طي آن بود، البته با اصلاح و رفع نواقص و معايبي كه اكنون رفته رفته به سنگ بزرگي تبديل شده و بر سر اين راه نشسته است. اما ديگر -لااقل فعلا- نااميد شدهام. نه از خدا. بلكه از بندگان خدا.
اين وبلاگ با هدف كمك –كمكي مورچهوار، در حد به دوش كشيدن يك دانه گندم- به رهبر عزيز اين انقلاب براي زدودن غبارهاي غليظ «افراط و تفریط» که از جانب هرطرف و هر گروه و هر جناح بر چهره این نظام پاشیده شده بود، و چشمان مبارك رهبري را نيز آزرده بود، راه اندازی شد. اما دیگر امیدی برای استمرار این طریق نیست.
«علی امروز» که خود را خادم و غلام «علی ديروز» (ع) میداند، قطعا تواناتر از مولایش نیست. فراموش نكردهايم كه «علی دیروز» ۲۰ سال بخاطر حفظ اسلام «خانه نشین» شد. «علی امروز» نیز اکنون تفاوت زیادی با او ندارد. درست است که «علی امروز» نه در خانه، بلکه بر مسند رهبری نشسته است، اما «نشستن در خانه» مهم نیست. مهم «خانه نشینی کردن» است. ميبينيد كه بيانات «علي امروز» اگرچه بارها بر سر «زبانها» ميچرخد اما چرخشي در «دستها» ندارد، حتي در دست دوستانش. البته آنها با خلوص و صفايي ستودني، به گمان ساده خود به اين بيانات و مطالبات راهگشا-كه حقيقتا هم راهگشاست- «جامه عمل» پوشانيده اند، اما نميدانند كه اين جامه را در حقيقت –ناخواسته- بر «نيرنگ چندلايه دشمنان» پوشانيده اند.
بسياري از دوستان مخلص و آگاه «علی امروز» ، در كوچه اي باريك و در حاشيهاي تنگ، با آهي سوزان صبح را به شب، و شب را به صبح ميرسانند.
كساني كه امروز در عرصه ظهور و بروزند عمدتا سه گروهند، كه هيچكدام به كار «علي امروز» نميآيند:
۱- دوستان «مخلص» و «وفادار» اما «ناآگاه» ، كه راه صحيح «دوستي كردن» را نميدانند.
2- دشمنان خونی که «دشمنی كردن» را خوب یاد گرفتهاند.
3- منفعتطلبان «دوست نما» كه «دوستيشان» تازماني پايدار است كه «منفعتشان».
گروه اول اگرچه «اهل كوفه نيستند»، و نميگذارند جسم «علي تنها بماند» ، اما «هدف» علي را –ناخواسته- تنها گذاشتهاند.
گروه دوم حال و وصفشان معلوم است.
گروه سوم وصف ناپذيرند و مرموز. آنچنانكه مقتدا و استاد «علي امروز» در وصفشان ميگويد:
«من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطه سالوسى و اسلام نمايى بعضى افراد ذكرى از آنان كرده و تمجيدى نمودهام، كه بعد فهميدم از دغلبازى آنان اغفال شدهام. آن تمجيدها در حالى بود كه خود را به جمهورى اسلامى متعهد و وفادار مىنماياندند...»(صحيفه نور جلد 21 ص 452)
آري «علي امروز» اگرچه همه هم و غمش حفظ اسلام عزيز ، و نظام مقدسي است كه استادش به يادگار گذاشته، و حتي «نفس كشيدن» اش براي اسلام و در راه مكتب است، چه برسد به «سخن گفتن» اش، و چيز جز حفظ دين و سعادت مردم را نميخواهد، اما در زير اين چرخ كبود، براي مردان خدا «خواستن» ، هميشه «توانستن» نبوده و نيست.
اگر تعجب ميكنيد، به ياد آوريد كه «علي ديروز» (ع) از 25 سال بعد از پيامبر (ص) 20 سال را در خانه نشست و پس از آن نيز تنها چند ماه خلافت كرد و مابقي عمرش را «بر تخت» خلافت «خانه نشيني» كرد.
بر مبناي خونهاي جگري كه در بالا به شكل كلمات و جملات برايتان ترسيم شد،
اين وبلاگ تا اطلاع ثانوي تعطيل است.
نميدانم شايد يك ماه ، شايد يك سال، و شايد براي هميشه.
از دوستان و همراهان عزيز اين وبلاگ ميخواهم جهت تبادل نظر و گفتگوهاي احتمالي آدرس ايميل خود را در بخش نظرات اين نوشته (بصورت خصوصي، يا عمومي، هر طور صلاح ميدانند) درج نمايند. اگر روزي ورق برگشت و اين وبلاگ دوباره بر روي زانو ايستاد، خبر آن به دوستان اعلام خواهد شد.
خدا حافظ و به اميد ديدار



تاكيد رسانههاي دولتي بر قطعيت ارتباط اين افراد با بيگانگان چه معنايي دارد؟ اين برادران - كه خود را ولاييترين افراد ميدانند، و بعضي از آنها ارتباط رسمي با دفتر رهبري دارند، مثلا نماينده ولي فقيه در فلان موسسه و روزنامه هستند- چرا اسناد موثق!شان را تاكنون به دست رهبر كشور نرساندهاند تا معظمله نيز مانند آنها به اين مطلب مهم پي ببرند؟